فاجعه از آن جا آغاز ميشود كه وقتی در مسير جاده آسفالته خطير كوه قرار میگيريم با گرد و خاكی روبرو ميشويم كه گويی به ميدان جنگ نزديك میشويم. دستگاههای سنگ شكن و انسانهای علاقمند به شكست سنگ درحال نابودي توپوگرافي و همچنين جلوه زيباي غار اسپهبد خورشيد هستند.
خبرگزاري ميراث فرهنگی، گردشگری (محمدكشاورز، حسين رجبيان): طبيعتا هر فرهنگی يك ضدفرهنگ را در پيرامون خود دارد و اين دو عامل موجب دگرديسی هميشگی فرهنگ در طول زمان میشوند؛ به نوعی كه اكثر فرهنگهای غالب مكمل فرهنگهای مغلوب میشوند و اگر فرهنگ غالب به صورت مستقل عمل كند، تاوانهايی را پس خواهد داد كه در پيشرفت و ماندگاریاش در درازمدت به چشم میآيد و دچار نوسان میشود كه آن هم خود میتواند به نوعی ضدفرهنگ باشد.
چندي پيش به عنوان يك عكاس خبری در كنار بزرگترين دهانه طبيعی غار دنيا تقابل فرهنگ و ضدفرهنگ را ديدهام. تقابل دو انديشه تقابل دو زندگی و تقابل هرآنچه كه فرهنگ و ضدفرهنگ را میسازد.
سرگردانیام ديدنی بود. صدای شنيدن گلوله از يك طرف و بلندگوی جناب فرمانده كه میگفت: كل گروهان به سمت سيبل مقابل ... آتش ...
سيبل مقابل كجاست؟ چيست؟ او فرهنگ است يا ضدفرهنگ ؟ تشخيص رخت بربسته. گاهی پايه نه فرهنگ است و نه ضد فرهنگ، گاهيی نياز است آدمی جدای از اين دگرديسی قرار گيرد از اين گردانه كاذب مصنوعی.
بعد از چندبار رد شدن درخواستم از جانب فرمانده از جناح موردنظر به سمت ديگری رفتم تا بتوانم عكس دلخواهم را از سوی ديگر بيندازم. البته اجازه عكاسی در اماكن نظامی كه در جوار اماكن فرهنگی ساخته شدهاند ممنوع است.
در جناح ديگر غار گرد بزرگی همه جا را فراگرفته بود. احتمالا تندبادهای سيستان سری به سوادكوه زدهاند. حتی تند بادهای سيستان هم به عظمت اين دهانه غار پی بردهاند و تعدادی راننده كاميون به همراه تعدادی از دستگاه خاكبرداری (به روايتی فرهنگبرداری) درست در زير اين عظمت فرهنگی در حال كارند... كاميونها فرهنگ ما را به كدام سو ميبرند؟ ديگر قدرتی نمانده تا شاتر را بفشارم و چيزی را براي آيندگان ثبت كنم. چه چيزی را بايد ثبت كرد؟ دايم كه خودم میپرسم كه چرا بايد اين صحنه را روايت كرد؟
مدتها پيش در مجلهای با تيتري روبرو شديم كه نام آن سكوت 1300 ساله بود. بزرگترين دهنه غار طبيعي دنيا با نام اسپهبد خورشيد واقع در استان مازندران شهرستان سوادكوه و در بخش دوآب كه بر روی كوهی به نام خطير كوه قرار دارد. شعاع 50 متری اين غار همگان را به حيرت وا میدارد و در اينجا بود كه اعراب گرفتن ايران را به پايان رساندند و اين غار آخرين سرپناه ايراني بوده و ما اين دايره با ارزش را جزيی از تاريخ جدايیناپذير خاك ايران می دانيم و نابودی آن میتواند سرنوشت را طور ديگري رقم بزند. غاری كه برای رفتن به داخلش بايد از شيب تند كوه خطير كوه بالا رفت و در محيط دايره بزرگ غار قرار گرفت. اطراف دهانه ديوارهايی به شكل سنگ چين قرار دارد كه در گذشته برای رفت و آمد بوده و اين غار كاملا جنبه دفاعی داشته و هيچ كس به راحتی نمیتوانست به دهانه غار نزديك شود. به همين خاطر اعراب سالها درگير اين نقطه بزرگ بودند. ديد زيبای غار و تمركز آن براي ديدبانی بسيار زياد است و در ورودی جاده ما برج ديدبانی ای نسبتا بزرگ با سه اتاق و يك اتاقك كوچك در زير سه اتاق ميبينيم. اين برج ديدبانی كاملا رو به نابودی است. برج دقيقاً به غار مربوط میشود و بايد در حفظ آن كوشا بود.
اسپهبد خورشيد فقط يك غار نيست، آنها از غار استفاده جنگی بردند و میتوان آن را قلعه هم ناميد. قلعهای كه ديواره دارد و داخلش اتاقكسازی شده است. اين غار بر روی يكي از كوههای آهكی منطقه به وجود آمده و داخل غار شاهد سنگهای استاميك هستيم كه مانند قنديل به كف غار خيرهاند. تمام اين زيبايیها ميتواند هم جنبه توريستی داشته باشد و هم جنبه تاريخی. برای اين كار گروهی از انسانهاي كوهنورد استان مازندران شروع به نصب ميخهايي بر دهانه غار اسپهبد خورشيد كردهاند تا در آيندهای نه چندان دور حداقل گروههای كوهنوردی و سنگنوردی بتوانند به داخلش بروند و با اسكن برداری و طراحی داخلی آن از غار بگويند و كسانی كه قدرت و فرصت ديدن داخل غار را ندارند از حال و روزش با خبر باشند. تاريخ براي تمام انسانها است و شناسايی و معرفی تاريخ وظيفه انسانهايی است كه احساس مسووليت دارند.
با تمام تفاسير بالا به اين نتيجه میرسيم كه غار اسپهبد خورشيد يك بنای تاريخی و با محوطه تاريخی مهمی است كه به وسيله اعراب به يك فضای متروك رسيده. اين غار جزو آثار ثبت ملی ايران است و به گفته يكی از كارشناسان ميراث فرهنگی مازندران برای ثبت جهانی آن پرونده سازي شده است.
فاجعه از آنجا آغاز میشود كه وقتی در مسير جاده آسفالته خطير كوه قرار میگيريم با گرد و خاكی روبرو میشويم كه گويی به ميدان جنگ نزديك میشويم. به خاطر غنی بودن كوههای منطقه و خاك آن تمام دستگاههای سنگ شكن شروع به خاك برداری كردهاند و اين چيزی جز بيماری تنفسی برای بازديدكنندگان از غار نخواهد داشت و وقتی دستگاهها را میبينيم فراموش میكنيم كه به كجا آمدهايم. ما میخواستيم غار اسپهبد خورشيد را ببينيم يا اينكه نابودي توپوگرافی منطقه را؟ اين كوهها قرنها و هزارههای زيادی را پشت سر گذاشتهاند و جالب است كه به همين راحتی در نابودیاند. انسانها حتی استقامت كوهها را به نابودی میكشانند. دستگاههايی با رنگهای زرد و قرمز جلوهگر ديد منظر غار اسپهبد خورشيد شدهاند. به گفته يكی از مسوولان ميراث استان، حريم منظری كوهی كه غار بر رويش است تا رودخانهای است كه حدودا در 300 تا 400 متری كوه است. اما امروز در زير پای دهانه (حتی نه آنطرفتر) ما شاهد خاك برداری هستيم. با توجه به وام بالا برای تأسيس كارخانههای شن و ماسه، گويی تمام انسانها میخواهند شغل سنگشكنی را انتخاب كنند. در حال حاضر حريم منظری غار رو به نابودی است و اگر به همين حالت پيش برويم اين اثر تاريخی هم مانند ارگ كريمخانی شيراز و هزاران هزار بناي ايران از ثبت جهانی هم خارج خواهد شد.
دستگاههای سنگ شكن و انسانهای علاقمند به شكست سنگ در حال نابودی توپوگرافی و همچنين جلوه زيبای غار اسپهبد خورشيد هستند. چه كسی بايد اقدام كند؟ با اين اتفاق يكی از راههای رسيدن به دهانه غار بسته خواهد شد. فاجعه ديگر آنجاست كه ارتش مازندران (پادگان دوآب) سربازان آموزشی خود را برای ميدان تير به زير غار اسپهبد خورشيد میبرد. اينجا بزرگترين سيبل تيراندازی دنيا معنا میشود. چندين و چند نفر تا به امروز گفتهاند كه جاي تير بر روی ديوار دهانه غار ديدهاند و تعجب آنجا رو میشود كه لاشههای آر پی جی هم بر دهانه غار ريخته و هيچ كس نيست كه بگويد آيا يك اثر تاريخی كه به نوبه خود هم غار است و هم جنبه معماری و هم جنبه نظامی دارد بايد زير شليك گلولههای مختلف قرار گيرد؟ روزی با يكی از دوستان عكاسم به سمت غار رفتيم و ناگهان با جمعيت زيادي سرباز و چند فرمانده در زير دهانه روبرو شديم و به ما اجازه بالارفتن ندادند و وقتی اعلام كرديم كه به غار تيراندازی نكنيد، فقط به ما خنديدند. ما تا آن روز نميدانستيم ارتش در حريم منظری غار و يا بر روی ديواره غار باشد و سربازان آموزشی به سمت دهانه تيراندازي كنند، آيا كسی جوابگو است؟ آيا مرگ يك كوهنورد و يا سنگنورد در اين حالت مضحك نيست؟ مرگ اتفاقی كسانی كه سالها به سمت غار میروند تا راه را برای همه باز كنند ساده نيست. قرارگيری پايگاه نظامی ارتش و همچنين در نظر گرفتن غار برای تيراندازی باعث شده هر دو راه معمول رسيدن به دهانه غار نابود و بسته شود.
در كل با اين نتيجه مبحث را به پايان میبريم كه يكی از آثار تاريخی ايران و شايد اگر بماند جهان، در حال نابودی است و قرار گيری اين دهانه غار در كشور میتواند رشد توريست را در كشور افزايش دهد و در كنار بناهای باارزشي چون پارسه، پاسارگاد، ميدان نقش جهان، شهرسوخته، چغازنبيل، تاق بستان و ... قرار گيرد.
به راستی كه فرهنگهای بزرگ هيچ گاه ضدفرهنگها را به عنوان فرهنگ غالب قبول نمیكنند. چرا كه فرهنگهای غالب در برخورد با فرهنگهای بزرگ به نوعی در آنها حل میشوند. اين را تاريخ زندگی بشري ثابت كرده، از حمله اسكندر گرفته تا اعراب و ...
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی